ترانه علیدوستی
1- تا حالا به اندازه ی کافی حرفای مهمل ازت شنیدم ، دارم باهات اتمام حجت می کنم سیاوش ، اگه یه دفعه دیگه بری و واسطه بتراشی و آنا جان بندازی وسط که . . .
2- برای این که کسی که باید می شسته پشت میزش و جمع جورش کنه اصلا مسئولیت حالیش نیست ، فقط بلده مرتب بهانه پیدا کنه و سر خودشو کلاه بزاره ، فقط بلده راه بره و حرفای گنده گنده بزنه. رویا ببافه و در عالم خیال فکر کنه خدا خلقش کرده که روزگار فاسد تغییر بده ، فقط بلده حرفای نیش دار بزنه و خودش پشت لودگی پنهان کنه ، فقط بلده حرص منو در بیاره ، بعضی وقتام خیلی خیلی حرص منو در بیاره. واسه چی رفتی اون رفیق مثل خودت انداختی وسط و پیغام فرستادی که ناچاری خودتو به دیوونگی بزنی ، تو اصلا دیوونه هستی لازم نیست اداشو دربیاری. حالا هم در حضور پدرت می گم من اصلا نمی خوام بدونم چرا داری این کارا رو می کنی ، نمی خوام بدونم چرا جرأت نداری مسئولیت خانواده به گردن بگیری ، چون به من هیچ ربطی نداره ، ارتباط خانوادگی که نداریم ، نامزدم که نیستیم ، عاشق همدیگم نیستیم ، پس دو تا آدم غریبه چه حرفی دارن که با هم بزنن؟!
3- یکی از هزار دفعه ای که می خواستیم بگو مگو تموم کنیم ، برام نوشتی که اگه باهات آشتی کنم یه سبد ستاره برام می چینی.
4- می گن اگه موقع طلوع ستاره صبح دعا کنی مستجاب می شه.
5- اون وقت یکی نیست به من احمق بگه چرا ۲ روز که غیبت می زنه دلشوره هام شروع می شه و وقتیم می بینمت دلم هری می ریزه.