گزارشی از جلسه نقد و بررسی فیلم "زندگی با چشمان بسته" در فرهنگسرای رازی :

بعدازظهر چهارشنبه ۱۶ شهریور ماه فرهنگسرای رازی ، یازدمهین جلسه اکران و نقد فیلمش را با نمایش فیلم "زندگی با چشمان بسته" آغاز کرد. رسول صدر عاملی کارگردان این فیلم ، فرج حیدری فیلمبردار و جواد طوسی منتقد برای برگزاری نقد و بررسی این فیلم در این جلسه حضور داشتند.
جواد طوسی منتقد با سابقه سینما جلسه را آغاز می کند، او فیلم "زندگی با چشمان بسته" را در ادامه سه گانه ی صدرعاملی پس از ساخت فیلم های دختری با کفش های کتانی، من ترانه ۱۵ سال دارم و دیشب باباتو دیدم آیدا میداند وادامه می دهد، سیر منطقی وبار معنایی کامل مبتنی بر دغدغه و نوع نگاه و زاویه دید صدرعاملی به سینمای اجتماعی را کاملا مشخص می کند.
فیلم سیر منطقی سه گانه او را در جامعه ای که گذار منطقی را از سنت به مدرنیته نتوانسته به خوبی تجربه کند و پایان بندی فیلم که از دید برخی تلخ و روی دیگر سکه که واقع بینی تمام عیار وتراژدی عینی جامعه با تمام خوبی وبدیهایش است را روایت می کند. طوسی در پایان مقدمه ی خود از واقع بینی و دید منطقی صدرعاملی به شرایط معاصر را تحسین می کند.
و در آخر می افزاید صدای اذان موذن زاده در فیلم او را به یاد "دیوانه ای از قفس پرید" ساخته احمدرضا معتمدی می اندازد واینکه این دو فیلمساز هر کدام نگاهی کنایه آمیزی رابا صدای اذان موذن زاده بیان کرده اند که کاملا با هم متفاوت بود . او فیلم را تحقیر شدگی نسل دهه ۶۰ که به زعم کارگردان اساساً نسل عاشق کارهای یواشکی و نسلیا است که همه چیز را در وجود خود پنهان میکند.
سوال طوسی درباره اینکه ویژگی سه گانه اش و شخصیت هایش جوان ها ودغده هایشان واغلب زنان بوده و اینکه صدرعاملی یک جامعه سنتی را انتخاب می کند، این دغدغه مندی از کجا نشات می گیرند؟
صدرعاملی معتقد است فیلم را برای مخاطب خاص ساخته و کاملا فیلم را نشانه گذاری کرده و مشخصا از سکانس نهار دور هم خانواده می گوید واینکه این سکانس هیچ دیالوگی نداشته ولی قهرمادر کاملا مشهود است ، اگرچه این سکانس به نظر معمولی می آید ولی پر از تحقیرشدگی و فرسوده کردن یک شخصیت و در واقع یک فرسودگی یک نسل است که همه چیز حتی عاشق شدنش را مخفی می کند.او ادامه می دهد بعد از فیلم سمفونی تهران مسیری را شناخت ، وبعدها توانست آن را به اجرا درآورد اینکه موضوع را از قصه بگیرد نه از موقعیت ها. صدرعاملی می افزاید این فیلم مختص ایران است، کدهایی در آن است که تنها ایرانی ها و کسانی که در این محیط بزرگ شده اند می توانند آن را درک کنند واز فیلم در جشنواره های خارجی استقبال نمی شود چرا که فیلم مختص کسانی است که در این دوران ها را تجربه کرده اند. کدهایی مثل عناصر آب و صدای دریا که به تکرار شنیده میشود از کلیدی ترین کدهای فیلم محسوب میشوند. تلاطم و ناهمگونی و تضادهای فکر و عمل آدمها را نشان میدهند.
فیلم دختری باکفش های کتانی ، یک هشدار بود درباره نسلی که در ادامه یواشکی زندگی کردن داره به شدت آسیب پذیر میشه ؛ من ترانه ۱۵ سال دارم ، کاملا آرمانی بود. ترانه نماد اسطوره پایداری بود ، شخصیتی که به دروغ نزدیک است، دروغی دوست داشتنی که همه دوست دارند باورش کنند؛ دیشب باباتو دیدم آیدا، دوباره از زاویه بچه ها به خانواده ها و نگاه می شود.وحالا طعم زندگی فرق کرده تلخ شده ، صدرعاملی معتقد است در نسل او در زندگی امیدواری بوده ،نسلی که برای حرف مردم زندگی می کرده و پر از چشم اندازهای خودساخته بوده اما حالا حتی طعم امیدواری در"زندگی با چشمان بسته" تلخ بوده.شخصیت پرستو در این فیلم منطق سه گانه رادنبال کرده ولی علی وامید آرمانی هستند شخصیت هایی که تن به قضاوت نمی دهند . "زندگی با چشمان بسته" یکسال قبل از جدایی نادر از سیمین به تم قضاوت پرداخته بود و هیچ نگاهی به این ساخته فرهادی نداشته.
فیلم از دو بخش تشکیل شده بخش اول که همه با هم خوب و رابطه ها پایدار است ؛ بخش دوم که پر است از قضاوت های عجولانه و بی رحمانه ی افراد درباره ی یکدیگر.واینکه چگونه می توان با چشمان بسته زندگی کرد وقتی تمام عمر با چشمان باز زندگی کردیم وبه این قضاوت های عجولانه رسیدیم.
نوبت به فیلمبردار این کار یعنی آقای فرج حیدری می رسد که سوال طوسی را درباره کم مصاحبه کردنش با رسانه ها، استفاده از لوکشین های سنتی در فیلم و حضورغالب رنگ آبی ونگاه کنایه آمیزکارگردان واینکه چقدر در هارمونی رنگ ها با کارگردان هم فکر بوده؟ را پاسخ میدهد.
حیدری می گوید کم مصاحبه می کند چون کارش سوای هنر، بیشتر فنی و همیشه پشت دوربین است ، براساس قصه ی فیلم ها رنگ ونورها را کار می کند ونور وکادرها در سکانس ها متفاوت است ؛اگر سکانسی شاد باشد از رنگ بیشتری استفاده می کند. اعتقاد دارد صدر عاملی کاملا پذیرا و مشورت پذیر است و تماما با هم همکاری دارند.در ادامه می گوید رنگ آبی در لوکیشن در خدمت نگاه کنایه آمیز صدر عاملی بوده و نورپردازی مکمل شخصیت پردازی و مسجد بوده.
صدرعاملی می گوید فیلم از دریا شروع می شود وهمچنین مسجد که سایه روی تمام محله و مردم است.
وی در ادامه در مورد فاصله تولید فیلم تا زمان اکران آن توضیحاتی ارائه کرد.
آخرین پلان فیلم در آخرین روز تبلیغات ریاست جمهوری بود کار تدوین هم به سرعت انجام شد. در جشنواره فیلم فجر دوره ی قبل کارگردان علاقه ای به حضور فیلم در بخش مسابقات جشنواره نداشت ودر همین دوره هم "زندگی با چشمان بسته" مجوز حضور نیافته است . گویا ساخته این کارگردان دم از تعصب و تهجری میزد که به مذاق ارشاد خوش نمیامده و آخر سر هم گرفتار همین مشکل شد .
صدرعاملی می گوید همیشه سه ماه از فیلم هایم می گذرد تا درمی یابند فیلمش خوب بوده ؛ ولی در این فاصله زیاد بین تولید و به نمایش در آمدن فیلم , وی اکران و تبلیغاتش را از دست داده و بیشترین آسیب را خورده است.
صدرعاملی در ادامه نوک پیکان انتقادهایش را به سمت شهرداری تهران نشانه گرفت و اظهار داشت: دیشب مدیران شهرداری دستور دادند که تمام بیلبوردهای این فیلم که فقط ۴۸ ساعت از نصب آنها گذشته بود از سطح شهر جمع شود. عکسی که ما در بیلبوردها استفاده کرده ایم ترانه علیدوستی سوار بر دوچرخه است و به حالت پرواز ، چشمهایش را بسته و دستهایش را باز کرده است. وقتی دلیل جمع آوری بیلبوردها را پرسیدیم آقایان گفتند به خاطر اینکه دستِ ترانه علیدوستی باز است! و اینکه چقدر صرف وقت و هزینه من و همکارانم با جمع آوری این بنرها به هدر رفته است. من دکتر قالیباف را یک آدم فرهنگی می دانم، ولی مدیرانی که با او کار می کنند بعضا آدمهای کم هوشی هستند که نمی خواهند از سوء تفاهم ها دست بردارند!
صدرعاملی می گوید پس از سه سال توقیف فیلمش و کلنجار با وزارت ارشاد ممیزی ۱۷,۱۸ دقیقه ای فیلمش به ۸ دقیقه تبدیل شد و این ممیزی ها شامل برداشتن صحنه ای مربوط به بیتا در اواخر فیلم که حقیقت را درباره فرزندش می شنود، می شود و صحنه شب مقابل مغازه پدر که علی به او در بستن مغازه کمک می کند و پدر لب به بیان این واقعیت می گشاید که قصد کشتن پرستو را داشته و دیالوگ : "این وظیفه ی من بود" حذف شده بود و همچنین سکانس طولانی رئیس پرستو (همایون ارشادی) که به دلیل ممیزی و کمبود وقت به یک تک پلان تبدیل شده بود. وی تاکید کرد : "زندگی با چشمان بسته" ، گرفتار همان تحجر و تعصبی شد که درباره اش فیلم ساخته ام. از یک طرف سال گذشته فیلم را در جشنواره راه ندادند. بعد هم گفتند باید ۱۸ دقیقه سانسور شود که در نهایت ما به ۸ دقیقه رضایت دادیم. اجازه اکران در شهرستانها را ندادند و در آخر هم بیلبوردهایمان را در تهران جمع کردند.
کارگردان "زندگی با چشمان بسته" معتقد است دیر می فهمند که فیلم هایش خوب است و در حد خود آموزشی و تاثیر گذار است و می تواند در مردم همدلی ایجاد کند.
فیلم هنوز مجوز اکران درسینما فرهنگ تهران و سینماهای شهرستان را ندارد و در پاسخ به خبرنگار اتفاق نیوز در مورد چرایی این موضوع اذعان داشت که: احتمالا دلیل این موضوع ؛ ترس از بازخورد مردم نسبت به فیلم هست ولی او و همکارانش دست از تلاش و مبارزه برای تحقق اکران فیلم در شهرستان ها نمی کشند و همچنین در ادامه گفت : این کار توهین به شهرستانی هاست. یعنی اصفهانی ها و شیرازی ها و مشهدی ها کمتر از تهرانی ها می فهمند؟ من نمی دانم چرا باید تهرانی ها این فیلم را ببینند ، اما مردم سایر نقاط کشور از دیدنش منع شوند. متاسفانه این نگاه سلیقه ای هنگام اکران "دختری با کفشهای کتانی" وجود داشت. اکثر فیلمهایی که من ساخته ام در زمانی که ارائه داده ام با آنها برخورد شده ، ولی بعد به آنها توجه نشان داده اند. برایم ثابت شده که یک دوره ی زمانی باید بگذرد تا مسوولین فرهنگی بدانند یک فیلم ، خوب است!
این کارگردان و تهیه کننده ی سینمای ایران با انتقاد از سیاست دوگانه ی مسوولین وزارت ارشاد اظهار داشت : مسوولین می گویند سینما از فیلمهای کمدی اشباع شده و باید به ژانرهای دیگر پرداخته شود ، اما وقتی فیلمسازی مثل من به سراغ ژانر اجتماعی می رود از او حمایت نمی کنند و می گویند سیاه نمایی کرده ای. به نظر من وظیفه ی فیلمسازان اجتماعی ، سیاه نمایی است! یعنی ما باید بگردیم و در جامعه یک لکه ی سیاه پیدا کنیم و بگوییم این درد وجود دارد.
صدر عاملی با بیان اینکه ساخت "زندگی با چشمان بسته" بسیار بیشتر از حد معمول طول کشیده افزود : این فیلم ، کارگردانی شده ترین فیلم من است. این ریسک را کردم که به امید هوشمندی تماشاگران ، از زیاده گویی پرهیز کنم و یک فیلم کم دیالوگ بسازم. من باید در ادامه ی فیلمهای قبلی ام در "زندگی با چشمان بسته" به تم قضاوت می رسیدم تا بگویم شاید بهتر بشود با چشمان بسته زندگی کرد.
جلسه با اهدا یادبودهایی به رسول صدرعاملی و فرج حیدری به پایان رسید.
مطالب اين وبلاگ درباره ترانه عليدوستی که از نظر بنده بهترین بازیگر تاریخ سینما می باشد است. در اين وبلاگ شما کامل ترين بيوگرافی از ايشان ، اطلاعاتی درباره تمامی آثار وی ، افتخاراتی را که موفق شده اند کسب کنند ، عکس هایی از وی ، در مجموع جديد ترين خبرها و مطالبی که درباره ترانه عليدوستی وجود دارد را ميتوانيد مشاهده فرماييد. همچنین برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد ترانه علیدوستی به قسمت ((کامل ترین بیوگرافی ترانه)) بروید و با خواندن آن پست بیشتر با این بازیگر استثنایی سینما آشنا شوید و هنچنین تقاضام از ترانه علیدوستی این است که اگر روزی افتخار دادند و به بلاگ خبری خودشان سر زدند پروفایل بنده و ((دل نوشته ای برای ترانه)) رو که در قسمت موضوعات هم موجود است را بخوانند و نظرات باارزش خودشان را اعمال کنند.